|
بعضی ها سعی میکنند بیشتر به مهمانی بروند تا کسی را دعوت کنند و یا در خانه خود افطار کنند. این جور افراد فرصت را غنیمت شمرده و انگار تا وقتی که دکمه لباسشان از شدت فشار پرتاب نشده از خوردن دست بر نمیدارند و تا نترکند ول کن معامله نیستند. شاید فکر میکنند میزبان از چند روز پیش تدارک دیده و حیف است غذا بماند ناراحت میشود. و اگر بر فرض محال غذا اضافی آمد سحریشان را فراموش نمیکنند. هنگام میل کردن از نگاه کردن و تعارف کردن به دیگران به شدت اجتناب میکنند و با چنان سرعتی خوردنی ها را می بلعند که خدایی نکرده عقب نیفتند. از قدیم الایام گفته اند پرخوری باعث تعطیلی مخ میشود بنابراین این جور افراد اگر با خوردن همه ی غذا ها بازهم جا داشته باشند امکان دارد سفره، بشقاب ها یا حتی صاحب خانه را هم نوش جان بفرمایند. تا جایی که امکان دارد لباس گشاد میپوشند که بعد از افطار و شام درزهای لباسشان باز نشود و مایه آبروریزی نباشند. همه ی اینها را شرح دادم تا بگویم این جوری نه ...
امشب می خوام رو آسمون
عکس چشاتو بکشم اگه نگامم نکنی ناز نگاتو بکشم ای کاش بدونی چشاتو به صد تا دنیا نمیدم یه موج گیسوی تورو به صد تا دریا نمیدم به آرزوهام میرسم وقتی که تو پیشم باشی. همه را میشنوم میبینم من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را ، تنها تو بدان تو بیا تو بمان تنها با من ، تو بمان جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدای تو به جای همه گلها تو بخند اینک این من که به پای تو درافتادم باز ریسمانی کن از آن موی دراز تو بگیر تو ببند . . . کاش می دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آه وقتی تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگان بلندت را می خوابانی آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب از جاندارو را سوی این تشنه جان سوخته میگردانی موج موسیقی عشق از دلم میگذرد . . .
|
About![]()
به قدرت خدای درونم زندگیم میتواند به هما شگفتی و زیبایی باشد که میخواهم! در معبد تنم روغن عشق الهی میریزم و به آن جامه ی تمجید و تحسین می پوشانم. دیگران را نیز نیکو میخوانم و به تاکید در باره آنها میگویم: به قدرت خدای درونت زندکیت میتواند به همان شگفتی و زیبایی باشد که میخواهی! و این را محض خاطر نیکی میگویم. و سپاس می گذارم که همه ی ما بزرگیم و عظمت ما از الوهیت است! smfm Archivesشهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorss.m & f.mسولماز و فرزانه Links
تشنه دیدار
کمی تا قسمتی جدی (رضارفیع) |